تبليغاتX
یوک(moghiseh.blogfa)مقیسه
!!!یوک(www.moghiseh.blogfa.com)مقیسه!!!
 دانلود کن ولی شتر دیدی ندیدی
اینم یه فلش که خیلی جالبه..از دستش ندید

مشاهده یا دانلود


معرفي به دوستان
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در پنجشنبه 3 آذر1384  |
 ای
گريه سگ در حرم امام رضا(ع) [اخبار وبلاگ]

 

ماجرای شگفت انگیز ورود یك سگ گله و غیر ولگرد به حریم مقدس ثامن الحجج در روزهای میانی هفته گذشته زائران حرم امام رضا (ع) كه مشغول زیارت در پایین پای مبارك بودند را شگفت زده كرد.

به گزارش سایت «انتخاب» از مشهد به نقل از شاهدان عینی و فیلم و عكس تهیه شده توسط دوربین‌های ‌مدار بسته حرم، در روزهای میانی هفته گذشته، زائران حرم امام رضا (ع) ناگهان با سگ سفیدی مواجه شدند كه تا چند متری ضریح مطهر،   پیش آمده بود و به صورت ویژه ای سرش را در درست مقابل پایین پای مبارك روی زمین گذاشته و با صداهای عجیب، گریه می‏كرد.

بنابراین گزارش، پس از آنكه یكی از دربان‌ها ‌با سگی مواجه شد كه بدون سر و صدا و سری پایین افتاده، قصد ورود به حرم رضوی را داشت، از ورود او به حرم جلوگیری می‏كند.

خود دربان در این مورد به «انتخاب» می‏گوید: باورم نمی‏شد كه این سگ چگونه به اینجا آمده و با هیچ مانعی رو به رو نشده است. سگ وقتی به طرف من آمد به شكل آرامی و فقط با كلمه «برو» سرش را برگرداند و بدون مقاومت از آنجا دور شد.

سگ یاد شده این بار با ورود به پاركینگ ویژه، وارد محوطه می‏شود و با مخفی كردن خود در كنار یك كمپرسی حامل سنگ (آن طور كه در تصاویر دوربین مدار بسته دیده شده)، خود را به صحن‌آزادی می‏رساند.

این سگ با ورود به داخل صحن به هیچ وجه از روی فرش‌ها ‌عبور نمی‏كند و به شكلی که هیچ كس متوجه نمی‌شود (اما دوربین‌ها ‌آن را ضبط  كرده اند) در حالی كه به شكلی شگفت آور پشت به ضریح نمی‏كند، تا دو سه متری ضریح مطرح پیش می‏رود.

این سگ در دو سه متری ضریح زانو زده و سرش را به سنگ‌های ‌حرم چسبانده و با درآوردن صداهای عجیب، شروع به نوعی گریه و می‏كند، به طوریكه خدامی كه در اطراف این سگ پس از ساعتی حلقه می‏زنند سر سگ یاد شده را خیس از اشك تعریف می‏كنند.

پس از ساعتی یكی از زائرین سگ را مشاهده می‏كند و خدام را خبر می‏كند. خدام پارچه ای را روی گردن سگ انداخته و با پهن كردن پارچه برزنتی از سگ می‏خواهند كه روی برزنت برود. سگ نیز به آرامی روی پارچه می‏نشیند و اجازه می‏دهد كه خدام شگفت زده، او را به داخل صحن هدایت كنند.

بنا بر گزارش، سگ یاد شده به دستور مقامات برای نگهداری به مزرعه ویژه آستان قدس رضوی منتقل شد.

ماجرای شگفت انگیز این سگ، چند روزیست كه بحث داغ مردم و زائران حرم امام رضا (ع) است.


معرفي به دوستان
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در پنجشنبه 3 آذر1384  |
 برای جشن تولد

البوم جدید برای ( جشن تولد )

Track 1

Track 2

Track 3

Track 4

Track 5

Track 6

Track 7

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 آهنگ
آلبوم بسیار زیبای( دی جی الهه) که آلبوم فوق العاده ای هستش. 

www,farhadmusic.blogfa.com

از دروغاتم خوشم نمیاد

عاشق شدم

الا ای وای خدا

آهای خوشکل عاشق

مادرم

کابینه ی آینده

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 شرح حال

دوستان شرح پريشانی من گوش کنيد

داستان غم تنهايی من گوش کنيد

قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنيد

گفت و گوی من و حيرانی من گوش کنيد

شرح اين آتش جان سوز نگفتن تا کی ؟

سوختم سوختم اين راز نهفتن تا کی؟

روزگاری من و دل ساکن کويی بوديم

ساکن کوی بت عربده جويی بوديم

عقل و دين باخته ديوانه ی رويی بوديم

بسته ی سلسله ی سلسله مويی بوديم

کس در آن سلسله غير از من و دل بند نبود

يک گرفتار از اين جمله که هستند نبود

نرگس غمزه زنش اين همه بيمار نداشت

سنبل پرشکنش هيچ گرفتار نداشت

اين همه مشتری و گرمی بازار نداشت

يوسفی بود ولی هيچ خريدار نداشت

اول آن کس که گرفتار شدش من بودم

باعث گرمی بازار شدش من بودم

عشق من شد سبب خوبی و رعنايی او

داد رسوايی من شهرت زيبايی او

بس که دادم همه جا شرح دلارايی او

شهر پر گشت زغوغای تماشايی او

اين زمان عاشق سرگشته فراوان دارد

کی سر برگ من بی سر و سامان دارد؟

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 ایول

جنجالی ترین عکس از رژیم صهنیوستی

 
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 عمر

من که مي دانم شبي عمـرم به پــــايان ميرسد

 

نوبت خاموشــــي من سـهل و آسان مي رسد

 

من که ميدانم که تا سرگرم بزم و مستي ام

 

مرگ ويرانگر چه بي رحم  و شتابان مي رسد

 

من که مي دانم به دنيا اعتباري نيست نيست

 

بين مرگ و آدمي قول و قــراري نيست نيست

 

من که مي دانم اجل نا خوانده و بيدادگر

 

ســـــرزده مي آيد و راه فراري نيست نيست

 

پس چرا ........ پس چرا عاشق نباشم ؟؟

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 عشق

شاگردی از استادش پرسید : " عشق چیست ؟ "

استاد در جواب گفت : " به گندم زار برو و پر خوشه

ترين شاخه را بياور .

اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که

نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی ! "

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی

برگشت . استاد پرسيد : " چه آوردی ؟ " 

و شاگرد با حسرت جواب داد : " هيچ ! هر چه جلو

ميرفتم ، خوشه های  پر پشت تر ميديدم و به اميد

پيدا کردن پرپشت ترين ، تا انتهای گندم زار رفتم . "

استاد گفت : " عشق یعنی همین ! "

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 زندان
دل وحشت زده در سينه من مي لرزيد
دست من ضربه به ديوار زندان كوبيد
آي همسايه زنداني من
    ضربه دست مرا پاسخ گوي
ضربه دست مرا پاسخ نيست
 تا به كي بايد تنها تنها
 وندر اين زندان زيست
 ضربه هر چند به ديوار فرو كوبيدم
پاسخي نشنيدم
سال ها رفت كهمن
 كرده ام با غم تنهايي خو
 ديگر از پاسخ خود نوميدم
راستي هان
 چه صدايي آمد ؟
ضربه اي كوفت به ديواره زندان دستي ؟
 ضربه مي كوبد همسايه زنداني من
 پاسخي مي جويد
 ديده را مي بندم
در دل از وحشت تنهايي او مي خندم 
                                                                                                   
    

 

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 به تو
 

به تو پيوسته دل از وحشت شبهاي دراز

به تو پيوسته دل از تلخي ديدار شكست

به تو اي نغمه راز

به تو اي غنچه مست

به تو پيوسته دل آنجا ، كه نه ...

نتواند كه رهايي دهد از خويشتنم

به تو پيوسته دل آنجا ، كه پي از جنبش درد

نيش پر كينه فرو برده چو ماري به تنم

به تو اي ساغر لبريز اميد

به تو اي غنچه نيلوفر ناز

به تو پيوسته دل از ننگ درنگ

به تو پيوسته دل از رنج نياز

وه چه بت ها ، كه به شبهاي گرانبار و خموش

غم ديرينه بر انگيخت از اين جان تباه

من شوريده به ياد تو در اين كلبه تنگ

دل افسرده رها كرده  به پندار سياه

وه چه شب ها ، كه به بيغوله ناكامي سرد

پيش آينه شكستم غم تنهايي خويش

دست بر چانه ، در انديشه تلخ ، از سر درد

رنگ جاويد زدم بر رخ رسوايي خويش

به تو پيوسته دل از ظلمت روز

به تو پيوسته دل از محنت شام

به تو اي گنج مراد

به تو اي رنج مدام !

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 هنر

شاد بودن هنر است   ....

 

شاد کردن هنری والاتر  ....

 

لیک  ....

 

هرگز نپسندیم به خویش   ....

 

که چو یک شکلک بی جان شب و روز   .... 

                                  

بی خبر از همه خندان باشیم   ....

 

بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد   ....

 

شاد بودن هنر است   ....

 

گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد    ....

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 دل

دل من تو رو می خواد
تو کی هستی که دلم برات پر ميزنه
برای ديدن تو به آسمون سر ميزنه
تو نباشی دل من بی
عشق تو ميميره
تو بايد بدونی دلم به
عشق تو اسيره
دل من تو رو می خواد
تو اميد زندگيمی تو تمام زندگيمی
توئی اون صدای قلبم توئی اون بود نبودم
جز با تو بودن آرزويی نداره دل من تو رو می خواد
من می خوام تو منو صدا کنی
يا فقط يه بار تو چشمام نگاه کنی
بيا برگرد دوباره
بی تو اين دل بيقراره
دل من تو رو می خواد
بدونه تو دل

میمیره

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 میمیرم
  ولی آن لحظه گويی آسمان می مرد

                                                      درون سينه ام دل ناله می زد

                                                      که بگريزم به دامانش بياويزم

                                                      به او با اشک خون گويم

                                                      مـــــــــــــــــــــرو من بی تو ميميرم

ولی من در ميان های های گريه خنديدم

که تو هرگز ندانی

بی تو يک تک شاخه عريان پاييزم

دگر از غصه لبريزم

در اين دنيا بمان بی من

تو ای تنها امـــــــــــــيدم

باز می گويم دوستت دارم

ولی افسوس که در اين دنيا

نمی مانم .......... ميميرم

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در چهارشنبه 2 آذر1384  |
 تشبیه
بر و بچ مدرسه ای
تشبیهی از مدرسه توسط بچه های عشق فیلم (و البته یه دانش آموز تنبل!!!!)


مدرسه : زندان آلكاتراس

زنگ مدرسه : حمله آپاچي ها

معلمان مدرسه : جنگجويان كوهستان

رفتن به پاي تخته سياه : عمليات كركوك

بـيرون از مـدرسه : خارج از محدوده ۱۸قـدم

نگاه دانش آموز به معلم : مي خواهم زنده بمانم

گرفتن تقلب ازدانش آموز: بازي ديگر تمام شد

تعطيلات مدرسه : روزهاي خوش زندگي

گرفتن نمره : ۲۰ يك بار براي هميشه

امتحانات شهريور : شانس زندگي

اخراج ازمد رسه : مهاجرت

تقلب : چشم هايم براي تو

كارنامه :آن سوي آتش

مبصر : افعي

زنگ زيست :راز بقا

دفتر مدرسه : منطقه ممنوعه

پنج شنبه : خانه دوسـت كجاست

بردن كـارنامه به خانه : خانه در آتش

كارنـامه تـجديدى : سالهاي دور از خانه

كيف مدرسه : مجـموعه اي براى نامه

مـستخد م مـدرسه : سوهـان روحـم

جـلسه دبـيـران توطه اي ديگر

انجمن مدرسه : ارتش سرى
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در سه شنبه 1 آذر1384  |
 یه راز

 همیشه به خاطر داشته باش ...  

 خودت را دوست داشته باش تا به ديگران فرصت دوست داشتن بدهي.

 براي عشق هيچ گاه دير نيست. پس نگران گذران عمر نباش.

 عشق در بستر زمان شکل مي گيرد. پس بايد صبور باشي.

 تا نگردي، گمشده خود را نمي يابي و اگر هم بيابي قدر آن را نمي داني. پس هيچگاه از جستجو باز نايست.

 سعي کن خودت باشي. گمشده واقعي تو، تو را آنطور که هستي دوست مي دارد نه آنطور که خود مي پسندد.

 عشق در بستر ارتباط شکل مي گيرد. پس سعي کن به آنکه دوستش داري نزديکتر شوي.

 گمشده واقعي تو، ابتدا عاشق سيرت توست بعد عاشق صورت تو. بنابراين خيلي دربند ظاهر خود نباش.

 بيشترين لذت عاشق از عشق است نه از معشوق. پس سعي کن عاشقتر باشي.

 نمي توان کسي را به زور عاشق کرد. فقط مي توان عاشق بود و مهربان و اجازه داد تا عشق در معشوق رشد کند. اگر هم معشوق نصيب عاشق نشد لااقل عشق او نصيب عاشق گشته است.

 کسي به کسي شک نميکنه، مگر اينکه خودش يه جاي کارش بلنگه .

 اگر مبناي آدم شناسي کسي اين بود که هيچ کس قابل اعتماد نيست مگر اينکه خلافش ثابت بشه، بدون که روی اون آدم نميشه حساب احساسي باز کني .

 اگر کسي قدرت کمک کردن به بقيه رو داشته باشه ولي کمک نکنه، يه روز اگه شما دست ياري به طرفش دراز کني دست رد به سينت ميزنه .

 اگه ميخواي رازت هميشه راز بمونه حتي براي خودتم تعريفش نکن.

 این آخری رو سعی میکنم در گوشم بمونه

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در سه شنبه 1 آذر1384  |
 ق

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در سه شنبه 1 آذر1384  |
 نفرین

خدا کنه که حسرت خوشی به قلبت بمونه

                             یه بی وفا مثل خودت ریشه هاتو به خشکونه

یکی باشه که هر نفس آتیش به جونت بزنه

                            بهت خیانت بکنه زخم زبونت بزنه

کاشکی اونم بدونه که خوبی بهت نیومده

                            این همه خوبی آخرش چی به سر من اومده

پشت سرت هرجا بری نفرین من به راهته

                           به اون چشه در به درت به اون دل سیاهته

همین قدم که خواستمت از سرتم زیادیه

                           خیال نکن به یادتم بدون که مردی تو دلم

خودت میدونی جای عشق نفرتو کاشتی تو دلم

                            واسه همیشه از دلم دیگه میزارمت کنار

تموم بی وفایی یات از تو بمونه یادگار

                            حالا که میری نظرم پشت سرت رو هم ببین

ببین که تنها نمیشم تنها تو باختی نازنین

                             الهی هر کی که رسید پا روی قلبت بزاره

هر چی که با من میکنی یه روزی به روزت بیاره

                              آهای رفیق نیمه راه آی تو که تنهایی میری

             فقط یه نفرین میکنم تو اوج غربت بمیری 

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در سه شنبه 1 آذر1384  |
 حاتشو ببر
..:: آهنگ سریال شب های برره ::.. 
آهنگ سریال محبوب شب های برره........روی download کلیک کنید.......

شب های برره

Download

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در سه شنبه 1 آذر1384  |
 بی کسی
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در سه شنبه 1 آذر1384  |
 
 
بالا