تبليغاتX
یوک(moghiseh.blogfa)مقیسه
!!!یوک(www.moghiseh.blogfa.com)مقیسه!!!
 آهنگ
آلبوم جدبد Dj Aligator  که خیلی قشنگه حتما دانلود کنید.

Yallah Yallah                                                     Stomp

Screw You                                              Doggy Style

Protect Your Ears                                                     Baloon

Touch Me Feat Gunter and Samantha Fox                                                    Lolipop

From Paris To Berlin Feat Internal                                       Tample Of India

Dragostea Din Tei Feat O-Zone                                     The Whistle Song

You Keep Me Hanging On Feat Blue Ice                           Fly High Feat Me and My 

I Like To Move It Feat Dr Alban                                             Davai Davai 

Music Is My Language Feat Arash                    Tikke Tikke kardi ( Clup Mix)

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در دوشنبه 30 آبان1384  |
 یادش بخیر
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در دوشنبه 30 آبان1384  |
 نسوزی

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در دوشنبه 30 آبان1384  |
 بدون شرح

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در دوشنبه 30 آبان1384  |
 هه
قضاوت به عهده شماست
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در دوشنبه 30 آبان1384  |
 مو قشنگ
مو قشنگ
قبلا گفته بودم که سر یا جای عقله یا جای مو برای همینه که خانما بیشتر مو دارند

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در دوشنبه 30 آبان1384  |
 اگه

اگه یه روز دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت

 

بدون براش عزیزی

 

اگه یه روز دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه

 

 بدون واسش قشنگی

 

اگه یه روز دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه

 

بدون دوست داره

 

اگه یه روز دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه

 

بدون عاشقته

 

اگه یه روز دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه

 

 بدون دیوونت

 

اگه یه روز دیدی که ازنبودنت داغون شده

 

 بدون براش همه چی بودی

 

اگه یه روز دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله

 

بدون بدونه تو می میره

 

اگه یه روز دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده

 

بدون بدون تو مرده

 

اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو

مرده...

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در دوشنبه 30 آبان1384  |
 بخوان
  من به درماندگی صخره و سنگ
    من به آوارگی ابر ونسيم
    من به سرگشتگی ‌آهوی دشت
    من به تنهايی خود می مانم

    من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگی
    گيسوان تو به يادم می آيد ...
    من در اين شب كه بلند است به اندازه حسرت زدگی
    شعر چشمان تو را می خوانم ...
    چشم تو چشمه شوق
    چشم تو ژرفترين راز وجود
    برگ بيد است كه با زمزمه جاری باد
    تن به وارستن عمر ابدی می سپرد
    تو تماشا كن
    كه بهار ديگر
    پاورچين پاورچين
    از دل تاريكی می گذر
    و تو در خوابی
    و پرستوها خوابند
    و تو می انديشی
    به بهار ديگر
    و به ياری ديگر
    نه بهاری
    و نه ياری ديگر
    حيف
    اما من و تو
    دور از هم می پوسيم
     غمم از وحشت پوسيدن نيست
     غمم از زيستن بی تو دراين لحظه پر دلهره است
     ديگر از من تا خاك شدن راهی نيست
     از سر اين بام
     اين صحرا اين دريا
     پر خواهم زد خواهم مرد
     غم تو اين غم شيرين را
     با خود خواهم برد
...
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در یکشنبه 29 آبان1384  |
 پری
                                   

 

    من پری کوچک غمگینی را میشناسم

                         که در اقیانوسی دور مسکن دارد.......(فری)

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در یکشنبه 29 آبان1384  |
 باداباد

          
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در یکشنبه 29 آبان1384  |
 نیمرو
دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند


دخترها:
۱- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴- چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:
۱- توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا فحش ميدن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲- تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالی سر كوچه و ۲۰ تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
۲۰- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۲۱- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
۲۲- صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲۳- نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
۲۴- بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
۲۵- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
۲۶- توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
۲۷- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
۲۸- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
۲۹- سريع برميگردن توی آشپزخونه
۳۰- تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
۳۱- ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
۳۲- دنبال ظرفهای مسی ميگردن
۳۳- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
۳۴- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
۳۵- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
۳۶- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
۳۷- ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
۳۸- روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
۳۹- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
۴۰- نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
۴۱- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
۴۲- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
۴۳- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
۴۴- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
۴۵- نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در یکشنبه 29 آبان1384  |
 ترکه

به تركه ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن،‌ ديوار ميسازن!

به تركه ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!

به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه!

به تركه ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين!

به تركه ميگن: با «تلاش» جمله بساز،‌ ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!

به تركه ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟!

به تركه ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم مي‌كنم!

به تركه ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟

به تركه ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

به تركه ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!!

به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه!

به تركه ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!

به تركه ميگن: با «سي‌دي» جمله بساز، ميگه: چُسيدي!

به تركه ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون!

به تركه ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟!

به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!

به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد!

به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!

به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي

به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.

به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!

به تركه ميگن: با «كشاورز» جمله بساز،‌ ميگه: كس ‌كشا ورزش كنيد!

به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز،‌ ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم!

به تركه ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيشميشي؟

به تركه ميگن: با «گوهر» يك جمله بساز، گفت: توي گو، هر موقع به من ميرسي ميگي يه جمله بساز.

به تركه ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا!

به تركه ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين!

به تركه ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟!

به تركه ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه نداريم!

به تركه ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه

به تركه ميگن: با «ممه» جمله بساز. ميگه: گرممه

به تركه ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب.

به تركه ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با باباتينا رفتن شمال!

به تركه ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسم‌اينا رفتيم بيرون!

به تركه ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب!

به تركه ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچه‌هاي تيم ملي واقعا زحمت مي‌كشند، نخسوزن علي دايي!

به تركه ميگن: با «نمونه» يك جمله بساز، گفت: اين كه مي بينين سرمونه، اين پاهامونه ، اينم كونمونه.

به تركه ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!

به عربه مي‌گن: با «ماهيچه» جمله بساز، ميگه: ولك كیر خر درمقابل كیر ِما هيچه!

به تركه ميگن با اش چمله بساز ميگه محمدي اش صلوات

به ترکه ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس گرفتیم!!!

به ترکه ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با ما لجن!!!

به يکي ميگن با کشور جمله بساز ميگه بچه با کش ور نرو!!!

به تركه مي گن با ماست جمله بساز مي گه بربري در انتظار ماست!

به تر كه مي گن يه جمله بساز كه توش ؛مرده: باشه مي گه آمبولانس

به تركه ميگن با بقيه جمله بساز ميگه من ديشب پيتزا خوردم بهش مي گن بقيش كو ؟ مي گه تو يخچال

به تركه ميگن: با «دوچرخه» جمله بساز. ميگه: بابا خسته شدم از بس كه جمله ساختم!

به تركه ميگن: با «ایده» جمله بساز. میگه : این جمله سازی هم مارو گاییده

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در یکشنبه 29 آبان1384  |
 زن
***ترکه داشت مستند حيات وحش نگاه ميکرد. 2 تا شير افتاده بودن دنبال يه گور خر . بعد از مدتي

گورخره از دست شيرا فرار ميکنه و ترکه هيجان زده ميشه و ميگه : محمدي هاش صلوات

***رشتيه شب خواب ميبينه ده نفرافتادن روزنش ازخواب ميپره ميبينه دونفرن ميگه اخي

***طرز تهيه زن: براي تهيه اين عنصر کافي است مقداري اکسيد اسکناس و نيترات

پژو دويست و شش  را در سولفات ويلا مخلوط کرده و دو کاخ طلاي18 عيار به عنوان

مهريه و کمي کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود! پس از

ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد مي شود و بعد از ميعان به صورت

عشق ، زن در خانه رسوب مي کند! بعضي از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه

مقداري از عصاره ء چرب زباني به عنوان کاتاليزور استفاده شود ، نتيجه کار بهتر

خواهد بود

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در یکشنبه 29 آبان1384  |
 داستان

داستان عشق و دیوونگی

 

در زمانهای قدیم وقتی هنوز پای انسان به زمین نرسیده بود ، همه ی فضایل و زلایل در روی زمین سرگردان بودند....

یک روز که حوصله اشان سر رفته بود به پیشنهادِ ذکائت تصمیم گرفتند قائم باشک بازی کنند...

دیوانگی اول از همه فریاد زد : ((من چشم میگذارم )). همه در دل به دیوانگی او خندیدند...

همه پنهان شدند...

هر کس جایی ولی عشق سرگردان مانده بود...

آخر میدانید که عشق را نمی توان به آسانی پنهان کرد...

نود و هشــــــــــــت ...

نود و نـــــــــــــــــــه ...

شمارش دیوانگی در حال اتمام بود اما عشق هنوز پنهان نشده بود...

ناگهان در آخرین لحظه عشق خود را پشت بوته گل رز پنهان کرد...

دیوانگی همه را پیدا کرد اما هر چه گشت نتوانست عشق را بیابد تا اینکه حسادت به گوش او گفت که عشق کجا پنهان شده است... .

دیوانگی شاخه ای چنگک مانند از درخت کند و با هیجان درون بوته گل فرو کرد که ناگهان صدای ناله ای آمد و عشق در حالی که چشمهایش را با دست گرفته بود از پشت بوته ها بیرون آمد...

از لای انگشتان عشق خون می چکید...

عشق کور شده بود...

دیوانگی گریه میکرد و معذرت می خواست اما فایده ای نداشت ...

او تصمیم گرفت برای جبران اشتباه خود همیشه همراه عشق بماند و راهنمای او شود...

و بدین ترتیب عشق کور شد و دیوانگی همیشه همراه اوست...

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در یکشنبه 29 آبان1384  |
 آهنگ
|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در شنبه 28 آبان1384  |
 نمک

نمک

گفتم به لبت چیست نهان

گفت :نمک

گفتم:نمکت را بمکم من

گفت :نمک

گفتم :بناز ای سرتا پا نمک

گفت :تو چه دانی نمکم تا نمکی

گفتم :که شودلب بنهم بر لب تو

گفت:شود به شرط آنکه نمکی

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در شنبه 28 آبان1384  |
 بخون

خواب ناز

نیمه شب در بسترم افکند خود را یار گفت 

    بوسه می خواهی بیا اکنون کسی بیدار نیست

   گفت:امشب مهربانم صحبت آزار نیست

گفتمش:ای ماه آزارم مده رفتم زدست 

گفتمش:لب را بیاور تا بچسبد بر لبم    

گفت: آری این سخن را حاجت تکرار نیست

دست بردم ناگهان بر سینه سیمین تنش

گفت:می دانی که این لیمو به هر بازار نیست

گفتمش:لیموی کوچک می گریزد زیر دست

گفت: لیمو کوچک است وهمردیف نار نیست

نرم نرمک دست لرزیدو پایین تر رسید

گفت:خط سیر دستس را چرا هشدار نیست

رام شد خود را به من سپردو زیر لب گفت

اجتماع گر می پسندد پیش من هم عار نیست

خواستمخ تا گل بچینم زین گلستان ناگهان

جستم از خواب خوش.دیدم کسی در کار نیست!!!!!!!!!!!!!

                       

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در شنبه 28 آبان1384  |
 نرو.....نرو.....نرو....!!!!

وايسا همونجائي که ايستادي , نـــــرو

من بــــاز هـــم بيشتر پشيمانم !

نگاه کن , نوشداروي زندگيم پيش توهست

اگر امروز بميلم غلام توام ! اما فردا فرمانروايي هستم مثل قبل !!

آري مجرمم , گناهکارم , هزاران بار بيادم نيار

چه مدتي که با عشق سپري نکرديم , به هيچ نشمارش !

گناهانم را به جواني و سادگيم نسبت بده

تو چه چيزها و چه ها که نبخشيدي

ببخش سادگيم را

ازبين ميبرم سالهاي باقي عمرم را

ميدانم هيچ مکافاتي برطرف کننده بار گناهانم نيست

کاش بدون فکر کردن تو را نمي شکستم !

من پشيمانم به خطاهائي که هر روز انجام دادم .

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در شنبه 28 آبان1384  |
 زندگی

همه بهم شبيه هستیم !!

بعضي وقتها که دلت از دست کسي ميشکنه

فکر ميکني ديگه امکان نداره بدتر از اين دلت بشکنه

اون وقت فکرت کار نمي کنه

حتی فکر ميکني زمان وايساده

اما زمان داره بيصدا جلو ميره

فکر ميکني زخميه دلت

اما نميتوني به تلخي زندگيت عادت کني

مگه تا کي ميتوني بخاطر زيبايي گل خارهاشو به دستت تحمل کني؟

وقتي که نه کسي مياد و نه کسي ميپرسه : که چه به روزگارت اومده؟

و تو هنوز باقيمونده عمرتو وقف عشق ميکني

توی عشقي که داري بي حسابو کتابترين ايثارو ميکني

اما هر روز به خودت قول ميدي که ديگه هيچوقت دوباره عاشق نشي

تا اينکه در واپسين لحظات

باز هم بقول سهراب سپهري دوباره سايه اي ! از رو ديوار رد ميشه !!

و باز اين زندگيه که ادامه پيدا ميکنه

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در شنبه 28 آبان1384  |
 خواهر

خواهرم در کوچه آرایش مکن

                                          از جوانان سلب آسايش مکن

                                                             

گيسوان از روسري بيرون مريز

بر مسير ديدگان افسون مريز

خواهرم ديگر تو کودک نيستي

فاش مي گويم عروسک نيستي

خواهرم ، اين لباس تنگ چيست؟

پوشش چسبان رنگارنگ چيست؟

خواهرم اينقدر طنازي نکن!

با امور شرع لجبازي نکن

در امور خويش سرگردان مشو

لايق چشمان نامردان مشو

خواهرم ، پاچه ت چرا اينقد شده؟

راست راستي، اين تريپت بد شده !

پاچه ات ، کوتاه و برمودايي است

خشتکت چسبيده بر يک جايي است !

خواهرم ، اين خط چشم، ايراني است؟

امتدادش يک کمي طولاني است!

خواهرم گيرم که مو بر مي زني،

مو ي پا و دستها را ميکني ،

مورچه ، رو دست تو سر مي خورد !

نامزدت يا شوهرت غر(= قر؟؟) مي خورد!

زير ابروي تو اي خواهر ! کجاست؟

زير ابروي تو ، رکن دين ماست!

خواهرم ، تاتوي ابرو ميکني؟

ابرو هشتي ، شينيون مو ميکني؟

خواهرم ، مو را چرا مش مي کني؟

توي مويت هي چرا کش ميکني؟

موي تو هاي لايت و لولايت است چرا؟

پاتوقت هرشب ، کلاب نايت است چرا؟

خواهرم ، رنگ برنزه ، رنگ توست؟

اين دو چشمم ، يک دو ساعت ، منگ توست !

چاک مانتو ، تا لب باسن چرا ؟

بردن دل از داداش و من چرا ؟

خواهرم من ديده ام چت ميکني !

توي چت ، جلب محبت ميکني!

اين دماغ سر بالا ، از بهر کيست ؟

بهتر از من ، از برايت ، مرد نيست!

اي يقه تا چاک سينه، باز باز!

اي قشنگ و اي بلاي من ، ناناز !

آدم از ديدار تو خر ميشود

حالتش ، يک طور ديگر ميشود !!

خواهرم ، اين ريش و پشمم ، مهر تو !

برده از من ، دين و دل ، اين چهر تو !

جون من، صيغه ميشي ، با مهر کم ؟

گر بخواهي ، کل ريشم مي زنم!!!

ازدواج ، از سنت پيغمبر است

هر که اين سنت نيابد ، بس خر است !

حال کردي ، شعر و وزن و قافيه ؟

از برای من یه ساعت کافیه 

|+| نوشته شده توسط علی مقیسه در شنبه 28 آبان1384  |
 
 
 
بالا